واژه جو

اسحاق بیک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسحاق بیک . [ اِ ب َ ] (اِخ ) یکی از امرای هرات . در بهار سال ٩٢٧ هَ .ق . که عبیداﷲخان اوزبک به هرات حمله کرد اسحاق بیک و برادر او مقصودبیک بضبط و حفظ حصار مأمور شدند.رجوع به حبیب السیر جزو ٤ از ج ٣ ص ٣٨٠، ٣٨١ شود.

معنی اسحاق بیک | واژه جو