اسجاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسجاد. [ اَ / اِ ] (ع اِ) جهود و ترسا. ◄ جزیه . ◄ دراهم الاسجاد؛ نوعی از درم که بر آن صورت صنم است که آنرا سجده میکردند. (منتهی الارب ). درمهای خسروانی . (السامی فی الاسامی ) (مهذب الاسماء). درمها که بر آن نقش چهره ٔ خسرو پرویز بود و ایرانیان هر گاه چشم بر آن می افکندند نماز میبردند. بیرونی در الجماهر گوید: قال الاعشی : من یر هوذة یسجد غیر متئب اذا تعصب فوق التاج او وضعا له اکالیل بالیاقوت فصلها صواغها لاتری عیباً و لا طبعا. و ذلک ان کسری ابرویز کان اکرم هوذةبن علی بتاج فزعمت حنیفة انه لم یره احد من العرب الا سجد لکبریائه و لا احد من العجم الاّ سجد لصورة کسری فیه لرسمهم عند رؤیة صورته فی الدراهم . قال الاسودبن یعفر : من خمر ذی نطف اغن ّ منطق وافی بها بدراهم الاسجاد . (الجماهر بیرونی چ حیدرآباد ص ١١١ و ١١٢).
اسجاد. [ اِ ] (ع مص ) سر نگون کردن . (منتهی الارب ). سر فرودآوردن . (تاج المصادر بیهقی ). سر فروآوردن . (زوزنی ). ◄ خم شدن . (منتهی الارب ). ◄ پیوسته با چشم خمارناک نگریستن . بر یک جا پیوسته بچشم خمارناک نگریستن . (منتهی الارب ). پیوسته نگریستن بآرام . (زوزنی ).