واژه جو

استیکام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استیکام . [ اِ ] (ع مص ) استئکام . اکمه گردیدن : استأکم الموضع. ◄ پاسپر یافتن : استأکم مجلسه .

معنی استیکام | واژه جو