استیهیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استیهیدن . [ اِ دَ ] (مص ) استهیدن . لجاج کردن . ستیهیدن : هرکه باشد شیوه استیهیدنش دیده ٔ خود را بپوش از دیدنش . مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استیهیدن . [ اِ دَ ] (مص ) استهیدن . لجاج کردن . ستیهیدن : هرکه باشد شیوه استیهیدنش دیده ٔ خود را بپوش از دیدنش . مولوی .