واژه جو

استیهار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استیهار. [ اِ ] (ع مص ) درازی کردن در کار. دراز کشاندن کار. ◄ بی خود و بی خرد گردیدن . بی خرد گشتن آدمی . ◄ بیقین دانستن امری را. (از منتهی الارب ). ◄ ترسیدن خر. ◄ عوض گرفتن . استبدال . عوض کردن .

معنی استیهار | واژه جو