واژه جو

استینوقان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استینوقان . [ اِ] (اِخ ) ابن دواخان . او در الوس جغتای خانی داشت .

معنی استینوقان | واژه جو