واژه جو

استکلاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استکلاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) استکلاب رجل ؛ بانگ کردن مرد همچون سگ تا سگان بشنوند و بانگ کنند و بدان براه و آبادی پی برد. (از منتهی الارب ). ◄ استکلاب کلب ؛ آزمند و خوگر گوشت مردم شدن او. (از منتهی الارب ). معتاد شدن سگ به گوشت آدمی .

معنی استکلاب | واژه جو