واژه جو

استکراش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استکراش . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بزرگ شدن کودک از بسیارخواری . (منتهی الارب ). ◄ استکرشت الانفحة؛ کرش گردید انفحة، و ذلک اذا رعی الجدی النبات، لان ّ الکرش تسمی انفحة، ما لم یأکل الجدی، فاذا اکل تسمی کرشاًو هذا خلاف ما قال فی تفسیر الانفحة. (منتهی الارب ).

معنی استکراش | واژه جو