واژه جو

استویای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استویای . [ ] (اِخ ) ابن منکوقاآن بن تولی خان، چهارمین فرزندمنکوقاآن . رجوع بحبیب السیر جزو ١ از ج ٣ ص ٢١ شود.

معنی استویای | واژه جو