واژه جو

استلحاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- فراخواندن کسانی را برای به هم آمدن، درخواست ملحق گردیدن.<BR>۲- دعوی کردن که فرزند از آن من است، به خود نسبت دادن.<br>

معنی استلحاق | واژه جو