استلات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- غذای اطراف کاسه را با انگشت پاک کردن و خوردن.<BR>۲- کنایه از: خوردن تا ته ظرف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- غذای اطراف کاسه را با انگشت پاک کردن و خوردن. ۲- کنایه از: خوردن تا ته ظرف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استلات . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آب کاسه را به انگشت پاک کردن . (منتهی الارب ): بزرگان دولت بمجلس حاضر آمدند و ندیمان نیز بنشستند و دست بکار کردند و خوردنی علی طریق الاستلات میخوردند. (تاریخ بیهقی ص ٥١١).