استعذاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استعذاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص )آب شیرین و پاکیزه خورانیدن . ◄ پاکیزه شمردن . ◄ پاکیزه و شیرین یافتن . (منتهی الارب ). ◄ خوش آمدن آب و دیگر چیزها. (تاج المصادر بیهقی ). خوش پنداشتن آب را. خوش آمدن آب و آنچه بدان ماند. (زوزنی ). ◄ آب خوش کشیدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ گذاشتن . (منتهی الارب ): استعذب عن الشی ٔ؛ کف ّ و ترکه . (قطر المحیط).