استدلال کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
اثبات کردن، حجت آوردن، دلیل آوردن، بحث کردن، اندیشیدن
واژگان فارسی سره واژهدان
فرنودآوری، فرنود زنی، فرنایش، شوندآوری، برهانیدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
اثبات کردن، حجت آوردن، دلیل آوردن، بحث کردن، اندیشیدن
واژگان فارسی سره واژهدان
فرنودآوری، فرنود زنی، فرنایش، شوندآوری، برهانیدن