استخوانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص.)<BR>۱- (عا.) لاغر، نحیف.<BR>۲- رنگ استخوانی (کرم مایل به سفید).<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص.) ۱- (عا.) لاغر، نحیف. ۲- رنگ استخوانی (کرم مایل به سفید).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استخوانی . [اُ ت ُ خوا / خا ] (ص نسبی ) منسوب به استخوان . از استخوان . عظمی : خبر داری ای استخوانی قفس که جان تو مرغی است نامش نفس . سعدی .