واژه جو

استحذام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استحذام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: استحذام بذال معجمه همان استخدام است و در فصل میم از باب خاء معجمه مذکور خواهد شد - انتهی . رجوع به استخدام شود.

معنی استحذام | واژه جو