واژه جو

اسبان فرکان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسبان فرکان . [ ] (اِخ ) بقول مؤلف مجمل التواریخ نام دیگر داراب گرد پارس منسوب به داراب پادشاه کیانی . (مجمل التواریخ و القصص ص ٥٥). و در تاریخ حمزه (ص ٢٩) استان فرکان آمده است .

معنی اسبان فرکان | واژه جو