واژه جو

ازرنوق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ازرنوق . [ ] (اِخ ) قصبه ای از ماوراءالنهر. (حبیب السیر جزو اول از مجلد ثالث ص ١١). و آن همان زرنوق است .رجوع بمعجم البلدان و زرنوق در همین لغت نامه شود.

معنی ازرنوق | واژه جو