واژه جو

ازرقی هروی | مقطعات | شماره ۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر شاه جهان قصه من بنده بخواند زین قصه همی حالت من بنده بداند داند که میان دو سفر بنده درویش بی‌یاوری شاه چه بیچاره بماند زان همت چون دریا، وز آن کف چون ابر گه گاه بدین بنده بیچاره چکاند

معنی ازرقی هروی | مقطعات | شماره ۷ | واژه جو