واژه جو

ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۴۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر نعل سمند تو بر آهن ساید زو چشمه خضر در زمان بگشاید ور خصم تو در آینه رخ بنماید دست اجل از آینه بیرون آید

معنی ازرقی هروی | رباعیات | شماره ۴۵ | واژه جو