واژه جو

ازران

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ازران . [ ] (اِخ ) ابن اشقان بن اش الحیاربن سیاوش بن کیکاوس . وی بروایت ابن البلخی جدّ اشک بن اشه است . (فارسنامه ص ١٦).

معنی ازران | واژه جو