واژه جو

ازراع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ازراع . [ اِ ] (ع مص ) فرازشدن زراعت . (منتهی الارب ): ازرع الزرع ؛ نبت ورقه و احصد. ◄ ازراع ناس ؛ قدرت یافتن مردم بر زراعت . (منتهی الارب ).

معنی ازراع | واژه جو