واژه جو

ازدوقتلق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ازدوقتلق . [ ] (اِخ ) یکی از چهار دختر قطب الدین محمدسلطان، از قراختائیان کرمان . (حبیب السیر جزو ٢ از ج ٣ ص ٨٨).

معنی ازدوقتلق | واژه جو