واژه جو

ازدوار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ازدوار. [ اِ دِ ] (ع مص ) زیارت کردن . (منتهی الارب ). ازدیار.

معنی ازدوار | واژه جو