واژه جو

ازدهاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ازدهاد. [ اِ دِ ] (ع مص ) کم شمردن . (منتهی الارب ). اندک شمردن عطا. (تاج المصادر بیهقی ): فلان یزدهد عطاء فلان ؛ ای یعده زهیداً، ای قلیلا. (منتهی الارب ).

معنی ازدهاد | واژه جو