واژه جو

اریحی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اریحی . [ اَ ی َ حی ی ] (ع ص ) مرد فراخ خوی . (منتهی الارب ). واسعالخلق . مهربان . ◄ جوانمرد. آنکه شاد شود چون عطا دهد. (مهذب الاسماء). مرد شاد بعطا دادن . هرکه از سخاوت پشیمان نشود. که خرّم بود در سخاوت کردن . سخی : الالمعی الاریحی ّ المربحی واللوذعی الفیلسوف المدره . عبدالرزاق بن احمد العامری الشاعر.

معنی اریحی | واژه جو