واژه جو

اریاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اریاب . [ اَرْ / اِرْ ] (اِخ ) قریه ای است بیمن از مخلاف قَیظان، از اعمال ذی جبلة. اعشی راست : و بالقصر من اریاب لو بت ّ لیلةً لجاءَک مثلوج ٌ من الماء جامدٌ. (معجم البلدان ).

معنی اریاب | واژه جو