واژه جو

ارندان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارندان . [ اَ رَ ] (اِ) انکار و حاشا. (برهان ) : خلق درنیافتند وی را مهجور کردند و برخاستند بانکار و ارندان . (از طبقات پیر هرات خواجه عبداﷲ انصاری از جهانگیری و فرهنگ رشیدی و شعوری ).

معنی ارندان | واژه جو