ارعد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(اَ عَ) [ ع. ] (ص.) رعدزده، برق زده.<br>واژه قبلی: ارعابواژه بعدی: ارغ