واژه جو

ارعب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارعب . [ اَ ع َ ] (اِخ ) موضعی است در قول شاعر: اَتعرِف ُ اطلالاً بمیسرة اللّوی الی اَرعَب قد حالفتک بها الصّبا فأهلاً و سهلاً بالتی حَل ّ حُبﱡها فؤادی و حلّت دارَ شَحْط من النّوی . (معجم البلدان ).

معنی ارعب | واژه جو