واژه جو

ارعاء

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

( اِ ) [ ع. ] <BR>۱- (مص م.) رویانیدن گیاه، چرانیدن ستور.۲ - گوش دادن به سخن کسی.<BR>۳- بخشودن.<BR>۴- (مص ل.) شرم داشتن.<br>

فرهنگ فارسی معین

( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص م.) رویانیدن گیاه، چرانیدن ستور.۲ - گوش دادن به سخن کسی. ۳- بخشودن. ۴- (مص ل.) شرم داشتن.

معنی ارعاء | واژه جو