واژه جو

ارطاماسیا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارطاماسیا. [ اَ ] (معرب، اِ) امبروسیا . ارطاناسیا. (تذکره ٔ ضریر انطاکی ). بوی مادران . بویمدران . شویلا. برنجاسف . شواصرا. مسک الجن . ارطیمیا. ارطمیسا گویند وآن اطمیساست و بلنجاسف و برنجاسف گویند. (اختیارات بدیعی ). بیونانی برنجاسف است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

معنی ارطاماسیا | واژه جو