واژه جو

ارطاس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارطاس . [ اِ ] (ع مص ) ارطاس حجارة؛ موافق شدن و هموار نشستن بعض سنگریزه ها بر بعض دیگر. بعضی سنگریزه بر بعضی موافق شدن . هموار نشستن . (منتهی الأرب ).

معنی ارطاس | واژه جو