واژه جو

ارصان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارصان . [ اَ ] (اِخ ) موضعی است بنی حارث بن کعب را. (منتهی الأرب ).

ارصان .[ اِ ] (ع مص ) استوار کردن . (تاج المصادر بیهقی ). محکم و استوار گردانیدن . (منتهی الأرب ). محکم کردن .

معنی ارصان | واژه جو