واژه جو

ارص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارص . [ اَ رَص ص ] (ع ص ) آنکه دندانها نزدیک یکدیگر دارد. تنگ دندان . آنکه دندان بهم پیوسته دارد. الص ّ. ناگشاده دندان . مؤنث : رَصّاء. ج، رُص ّ. (مهذب الاسماء).

معنی ارص | واژه جو