واژه جو

ارشاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارشاق . [ اِ ] (ع مص ) تیز نگریستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الأرب ). تیز نگه کردن . ◄ دراز کردن آهو گردن را. (منتهی الأرب ). گردن دراز کردن آهو. ◄ انداختن تیر و جز آن بجانبی . (منتهی الأرب ).

معنی ارشاق | واژه جو