واژه جو

ارتصاع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارتصاع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) ارتصاع بچیزی ؛ چسبیدن بدان . چفسیدن . (منتهی الارب ). ◄ میان دو سنگ کوفتن دانه را. (منتهی الارب ). ◄ ارتصاع اَسنان ؛ پیوسته و بهم نزدیک شدن دندانها. با هم قریب شدن دندان .

معنی ارتصاع | واژه جو