واژه جو

ارتش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارتش . [ اَ ت ِ ] (اِ) لغتی که در این ایام به مجموع سپاهیان مملکت داده اند . رجوع به ارتشتار و ارتیشدار شود.

ارتش . [ اَت َ ] (اِخ ) رودیست در جنوب کیماک . (حدود العالم ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی ارتش | واژه جو