واژه جو

ارتزاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارتزاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) روزی ستدن . (تاج المصادر بیهقی ). روزی بستدَن . (زوزنی ). روزی ستاندن . روزی یافتن . (منتهی الارب ). روزی جستن و در مثنوی ظاهراً بمعنی متعدّی آمده است : زانکه میکائیل از کیل اشتقاق دارد و کیّال شد در ارتزاق . مولوی . ◄ مرسوم گرفتن لشکر.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی ارتزاق | واژه جو