واژه جو

ارتجاس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارتجاس . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) لرزیدن با آوازی، چنانکه خانه گاه زلزله . تحرک . اضطراب : ارتجاس بناء. و منه الحدیث : فارتجس ایوان کسری ؛ ای تحرک حرکة سمع لها صوت . (تاج المصادر). ◄ بانگ کردن . (زوزنی ). غریدن . غریدن آسمان . بانگ کردن ابر. ◄ بانگ کردن اشتر. ◄ آوازهای درهم و سخت چون آواز لشکری و سیلی .

معنی ارتجاس | واژه جو