واژه جو

اربینو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اربینو. [ اُ ] (اِخ ) شهریست مُسوّر به ایطالیا، واقع در وسط جبال بمسافت ٢٠ میلی شهر بسار، سکنه ٔ آن ١٠ هزار تن و در آن آثار قدیمه و ابنیه ٔ جمیله است و نیکوترین آنها قصر فردریک است و در آن کارخانه و مدارس است . (ضمیمه ٔ معجم البلدان ).

معنی اربینو | واژه جو