واژه جو

ادهمام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ادهمام . [ اِ هَِ ] (ع مص ) سیاه شدن . ادهم و خاکسترگون گردیدن . (منتهی الارب ). ◄ سیاه شدن اسب . (زوزنی ). خاکسترگون شدن اسب . ◄ بور شدن اسب . ◄ سیاه گردیدن شب . (منتهی الارب ).

معنی ادهمام | واژه جو