واژه جو

ادبساس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ادبساس . [ اِ ب ِ ] (ع مص ) سرخ سیاه گشتن اسب . (منتهی الارب ). سیاه و سرخ شدن اسب و مرغ . (تاج المصادر بیهقی ). سیاه و سرخ شدن، چنانکه رنگ او بر هر دو زند.

معنی ادبساس | واژه جو