واژه جو

ادا کردن

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

گزاردن، گزاریدن، گزاردن، به جای آوردن

گزاردن، پس دادن، بازپرداختن

معنی ادا کردن | واژه جو