واژه جو

اخوجمادی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اخوجمادی . [ اَ ج ُ ](اِخ ) وی از زهاد و در باب الطاق منزوی بود و مردم بزیارت او میشدند و بدو تبرک میجستند. ابوالفرج جوزی بنقل از ابی محمد عبداﷲبن علی المقری از او روایتی نقل کرده است . رجوع بصفةالصفوة ج ٢ صص ٢٨٠ - ٢٨١ شود.

معنی اخوجمادی | واژه جو