واژه جو

اخمار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اخمار. [ اِ ] (ع مص ) پنهان گردیدن . نهان گشتن . ◄ پنهان و پوشیده گردانیدن . پوشانیدن . پنهان کردن . ◄ عطا کردن چیزی کسی را یا مالک آن چیز گردانیدن او را. ◄ در دل گرفتن امری را. ◄ کینه ور گردیدن . ◄ داخل شدن . ◄ خمیر کردن عجین را. ◄ اخمار ارض ؛ بسیارخَمَر شدن آن . ◄ اَخْمَرَ الشی َٔ؛ گذاشته بیاد داشت ماند آنرا. و در تاج العروس آمده : اَخْمَرَ الشی َٔ؛ اغفله .

معنی اخمار | واژه جو