واژه جو

اخلیلاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اخلیلاق . [ اِ ] (ع مص ) کهنه شدن . (زوزنی ). ♦ اخلیلاق ثوب ؛ کهنه شدن جامه . ◄ اخلیلاق سحاب ؛ برابر شدن و سزاوار باران گردیدن آن . ◄ اخلیلاق رسم ؛ محو و برابر زمین شدن آن . ◄ اخلیلاق متن فَرَس ؛ املس گردیدن آن .

معنی اخلیلاق | واژه جو