واژه جو

اخقاق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اخقاق . [ اِ ] (ع مص ) اخقاق بکرة؛ فراخ سوراخ گردیدن چرخ چاه از محور. ◄ فراخ کرانه شدن نعامه از زرنوق . (نعامه چوبی است که عرضاً بر دو زرنوق (دو پایه ) ساخته بر کناره ٔ چاه نهند). ◄ آواز دادن شرم زن گاه آرمش .

اخقاق . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ خَق ّ. ج، اَخاقیق .

معنی اخقاق | واژه جو