واژه جو

اخثار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اخثار. [ اِ ] (ع مص ) سطبر و جغرات گردانیدن شیر را. کلچانیدن . ◄ اخثار زَبد؛ مسکه را فسرانیدن، یعنی ناگداخته گذاشتن . بناگداختن مسکه . (تاج المصادر بیهقی ). ♦ امثال : مایدری ا یخثر ام یذیب ؛ درباره ٔ کسی گویند که بیرون شد کار نداند و مترددباشد.

معنی اخثار | واژه جو