اخته کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) [ تر - فا. ] (مص م.)<BR>۱- تخم کشیدن، خصی کردن.<BR>۲- مدتی در برف یا ی خ نهادن گوشت خام تا ترد و نازک شود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ تر - فا. ] (مص م.) ۱- تخم کشیدن، خصی کردن. ۲- مدتی در برف یا ی خ نهادن گوشت خام تا ترد و نازک شود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخته کردن . [ اَ ت َ / ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تخم کشیدن . خصی کردن اسب و خروس و قوچ و جز آن را تا گشنی کردن نتواند. بیرون کردن بیضه ٔ خروس و قوچ و امثال آن تا فربهی گیرد. ♦ امثال : ملانصرالدین است صد دینار می گیرد سگ اخته می کند، یک عباسی می دهد حمام می رود ؛ مزداو کم از خرج آن عمل است . و رجوع به یک روز حلاجی میکند... در امثال و حکم شود. ◄ اخته کردن میوه ؛ دیری در برف یا یخ نهادن آن تا سخت سرد شود. ◄ دیری در برف یا یخ نهادن گوشت خام تا ترد و نازک شود پختن یا بریان کردن را.