اخته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ تِ) [ تر. ] (ص. اِ.)انسان یا حیوانی که بیضههایش را کشیده باشند، بی خایه. خواجه نیز گویند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ تِ) [ تر. ] (ص. اِ.)انسان یا حیوانی که بیضههایش را کشیده باشند، بی خایه. خواجه نیز گویند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخته . [ اَ ت َ / ت ِ ] (ترکی، ص، اِ) خایه بیرون کشیده . (برهان ). بی خایه . جانور خایه کشیده عموماً و اسب خصوصاً. چاروای خایه بیرون کشیده . مقطوع . آخته . خصی . خواجه : خروس اخته . یابوی اخته . ج، اختگان، اخته ها (در مورد اسب ) . شب قضیم اختگانت زارتفاع سنبله می کند حاصل بدوش کهکشان می آورد. سلمان ساوجی . ♦ امثال : سگ به دستش نمی توان داد تا اخته کند، نظیر: سرمه را از چشم می زند (یا می رباید)؛ بسیار در دزدی چابک و چست است . (امثال و حکم ).